ترتیل کامل قرآن ترتیل کامل قرآن
ترتیل کامل قرآن کریم
با صدای استاد شهریار پرهیزگار
سریال دوستان Friends
امکان نداره این سریال را ببینید و از خنده روده بر نشید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
29 خرداد 1388 ساعت 15:54

مقاله ای رو این اواخر خوندم که جهت آگاهی از جریانات داخل نظام مناسب و خوب به نظر می رسه .. دیالنفی که فیلتره از این به بعد این وبلاگ رو به این مسایل اختصاص میدم .. خودم هم حرفهایی دارم که در اولین فرصت خواهم نوشت .. هرچند اینجا به بخش انجمن حجتیه اش اشاره کرده .. بخونید و اطلاع رسانی کنید : 

 

محمد مباشری 

 

کسانی که شاهد مناظره احمدی نژاد با میر حسین موسوی بودند چیزی را مشاهده کردند که شگفتی هر کسی را بر می انگیزاند. احمدی نژاد بی باکانه و بر خلاف قانون، هاشمی رفسنجانی - ریاست مجلس خبرگان رهبری، امام جمعه موقت تهران و رییس تشخیص مصلحت - و نیز ناطق نوری رییس بررسی مفاسد از جانب رهبری را غارتگران بیت المال خواند بی آنکه بیمی از عواقب کار خود داشته باشد! در این میان برخی مردمان ساده اندیش ایران نیز که هنوز فکر می کنند هاشمی مرد قدرتمند سال های پیش است به استقبال سخنان احمدی نژاد رفته وی را قهرمانی می خوانند که هاشمی را به مبارزه می طلبد.اما به راستی در جمهوری اسلامی چه خبر است؟ پشت پرده این ماجرای شگفت آور که مشروعیت کل نظام جمهوری اسلامی را به خطر انداخته چه گروه یا کسانی بوده، چه هدفی را دنبال می کنند؟ آیا آن طور که بسیاری می پندارند این ماجراها و زیر سوال رفتن حاکمیت سی ساله انقلاب توسط احمدی نژاد را صرفا باید در حد یک کنش محدود انتخابات ریاست جمهوری دید و یا اینکه قضیه به پروژه ای بسیار فراتر بر می گردد؟ این نوشتار بر آن است که ثابت کند هدف احمدی نژاد و حامیان قدرتمندش چیزی فراتر از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری است و به عبارت دیگر هدف ایشان تغییر نظام جمهوری اسلامی به حکومت عدل اسلامی است که در آن حتی این جمهوریت نیم بند نیز وجود نداشته باشد.

ادعای کلان نوشتار حاضر: در زمان حیات آیت اله خمینی، آیت اله مصباح یزدی روحانی ای بود که به خاطر سوابقش چندان مورد اعتماد آیت اله خمینی نبود اما با درگذشت وی، با حمایت آیت اله خامنه‌ای، مصباح یزدی به تدریج قوی و قوی تر شد تا امروز که هدف دیرینه خود در نفی جمهوریت را نزدیک می بیند. نخستین بار در نیمه نخست دهه هفتاد، مجله شما - ارگان حزب موتلفه اسلامی - پیشنهاد تغییر جمهوری اسلامی به حکومت عدل اسلامی را مطرح کرد اما به واقع کسی که نظریه پرداز این نظریه بود نه موتلفه بازار که آیت اله مصباح یزدی بود. برای درک عمیق تر موضوع، باید ابتدا دو قرائت عمده پر هوادار نظریه ولایت فقیه - در میان هوادران این نظریه - را معرفی کرد:

بر مبنای نظریه نخست که متعلق به آیت اله جوادی آملی و حامیان وی است ولایت فقیه در واقع ولایت فقها است. اگر ولایت فقیه را آنگونه که وی تبیین می کند بپذیریم آنگاه علاوه بر شخص خاص رهبری - در این زمان آیت اله خامنه ای - دیگر فقها نیز هر یک به فراخورشان و جایگاه خود سهمی در این نوع حکومت خواهند داشت.نظریه دوم، نظریه ای متعلق به آیت اله مصباح یزدی است. بر مبنای این نظریه، ولایت فقیه، ولایت شخص خاصی است که در واقع به زعم ایشان نایب امام زمان بوده، فرامین وی بر تمام مراجع و... ارجحیت دارد.
پس از این مقدمات باید وضعیت گذشته و فعلی را تبیین کنیم: مصباح یزدی که با حمایت شخص رهبری -آیت اله خامنه ای - توانسته است شاگردان و هواداران بسیاری را به گرد خود جمع کند از اوایل دهه هفتاد در پی اجرایی کردن نظریه خود بوده است. در نظریه نخست تا حدی برای جمهوریت هر چند نیم بند جایی وجود دارد اما در نظریه مصباح، جمهوریت در بهترین حالت خود یک تزیین و آرایش به شمار می رود. جناح راست حاکمیت با رهبری فکری مصباح و رهبری سیاسی موتلفه در سال 76 می رفت تا رویای مصباح را جامعه عمل بپوشاند که با شوک انتخاب خاتمی و حمایت هاشمی رفسنجانی، این پروژه برای سالها دچار وقفه شد. به تدریج و با انتخاب احمدی نژاد، حامیان مصباح کوشیده اند با ریاست اجرایی احمدی نژاد پروژه خویش را پی گیرند با این تفاوت که در طول این سالهای وقفه، صف بندی های جمهوری اسلامی دچار تغییرات اساسی شده است. هاشمی که خود را به نوعی همتراز رهبر می دید از همان دهه هفتاد حساب خود را از این پروژه جدا کرده بود و از این نظر همواره مورد کینه باند مصباح قرار داشت اما بخشی از محافظه کاران از قبیل ناطق نوری، حسن روحانی و.. نیز به تدریج و با تجربه سالیان و دیدن خطرات آن برای کشور از این پروژه جدا شده اند.

در اینجاست که با پیروزی احمدی نژاد دو صف بندی بزرگ در جمهوری اسلامی ایجاد شد. یک سوی صف بندی، اتحادی نصف و نیمه از حامیان نظریه جوادی آملی با رهبری فکری وی و برخی مراجع تقلید، هاشمی رفسنجانی به عنوان رهبر تکنوکراتها و تا حدی رهبری سیاسی و نیز اصلاح طلبان تشکیل شد.

در سوی دیگر میدان، آیت اله خامنه ای به عنوان رهبر سیاسی، مصباح یزدی رهبر فکری، سپاه شاخه نظامی و احمدی نژاد به عنوان رهبر اجرایی قرار داشتند. این گروه که با حذف اصلاح طلبان اعتماد به نفس فراوانی یافته بودند کوشیدند در قالب پروژه پالیزدار و با افشای سوابق فساد هاشمی و دیگر حامیان محافظه کار آن، این بخش از حاکمیت را نیز از حکومت حذف کنند. این پروژه برای خود جنبشهایی مثل جنبش عدالت خواه و.. نیز تاسیس کرد تا نبرد قدرت را حرکتی مردمی نشان دهد اما پالیزدار که عضوی از ستاد احمدی نژاد بود- اما حاضر به معامله بر سر دزدی نبود- به جای اجرای پروژه رسواسازی هاشمی و هوادارانش کوشید کلیه جریانهای فاسد را بر ملا سازد. او در این افشاسازی به شعارهای خوش رنگ و آب احمدی نژاد نیز دل بسته بود اما به خاطر افشای فساد باندهای هر دو گروه، پروژه حذف هاشمی در آن مقطع تعطیل و پالیزدار عضو سابق ستاد احمدی نژاد به زندان فرستاده شد. در ادامه ماجرا، جریان مصباح با حمایت احمدی نژاد وارد انتخابات ریاست جمهوری دهم شد تا پروژه ناتمام را کامل کند که ناگهان با اقبال مردم به خاتمی روبرو شد. این گروه که از اقبال خاتمی و عدم توانایی میر حسین در جذب رای بالا مطمئن بودند کوشیدند با ترفندهایی، خاتمی را مجبور به کناره گیری کنند اما با افزایش محبوبیت موسوی، جریان مصباح متوجه شد که توان پیروزی در انتخابات را ندارد و در صورت تقلب وسیع نیز خود به خود مشروعیت حاکمیت به زیر سوال می رود و بنابراین تصمیم گرفت در پروژه ای زیرکانه، با زدن هاشمی و ناطق به دو هدف برسد:

این جریان کوشیده است از یک طرف با متهم کردن هاشمی توسط احمدی نژاد بر محبوبیت احمدی نژاد بیفزاید و از سوی دیگر با متهم کردن او می کوشد پروژه ناکام مانده به دست پالیزدار را تکمیل کند.. اگر رهبری جمهوری اسلامی از حضور کسانی مثل موسوی نیز ممانعت می کرد پروژه ایشان بدون حضور مردم و لذا با مشروعیت زدایی از حکومت به انجام می رسید اما آنان برای حفظ ظاهر به حضور مردم احتیاج داشتند. از آنجا که احتمال پیروزی موسوی ایشان را مجبور می کرد که برای پی گیری اهداف خود به تقلب وسیعی روی آورند که قابل پنهان کردن نبود ایشان که از سو ظن مردم به هاشمی آگاه بودند کوشیدند با اتهام به هاشمی هم او را ناموجه تر از پیش ساخته – در موقع مناسب از حاکمیت خارج کنند- و هم بر رای احمدی نژاد افزوده، تا نیاز کمتری به تقلب باشد و با درصد کمتری تقلب به پیروی رسند.

اما در این میان نکته مهمی که مغفول می ماند آنست که با متهم کردن هاشمی و به ویژه ناطق نوری، مشروعیت جمهوری اسلامی به شدت مورد تردید قرار می گیرد که البته اتحاد مربع برای آن نیز فکری اساسی کرده است. اینان پس از انتخاب احمدی نژاد، گروه هاشمی را حذف کرده به مردم اعلام خواهند کرد که آیت الله خامنه ای از مدتها پیش به دنبال حذف این غارتگران بوده که در نهایت با کمک احمدی نژاد موفق شده است و بدین طریق، احمدی نژاد نیز به قهرمان ملی تبدیل می شود.

اما چرا آیت الله خامنه ای باید به دنبال حذف هاشمی، ناطق و.. باشد؟ آیا این حذف به دلیل فساد ایشان است؟ جواب به این پرسش منفی است چرا که در طیف هوادار احمدی نژاد نیز گروه کثیری افراد فاسد وجود دارند. کسانی چون آیت اله محمد یزدی که غارتگری شان اگر از هاشمی و... بیشتر نباشد کمتر نیست. بنابراین باید برای حذف ایشان توسط خامنه ای به دنبال دلایل دیگر ی بود. دلیل و به عبارتی علت اصلی را از یک سو باید در همان نگاه نظریه نخست نظریه جوادی آملی - به نظریه ولایت و از سوی دیگر ادعای همترازی امثال هاشمی دانست.

هاشمی رفسنجانی با توجه به سوابق و شخصیتش حاضر نیست کل اقتدار خود را به خامنه ای واگذار کند. نظریه جوادی آملی نیز حامی وی است اما کسانی چون آیت اله یزدی بر خلاف هاشمی حاضرند در ازای دریافت پاداش، خود را به تمامی در اختیار خامنه ای قرار دهند و بدین علت هاشمی و دیگر مخالفان نظریه مصباح باید از صحنه حاکمیت حذف شوند.

چند شاهد بر مدعا: در وجود نظریه مصباح که در کتابهای وی و هوادارانش نوشته شده شکی وجود ندارد. در اینکه نظریه رقیبی توسط جوادی آملی نگاشته شده نیز شکی نیست. پس در این مقدمات نمی‌توان تردید کرد اما آیا این احتمال اجرایی شدن این نظریه در این انتخابات، صرفا از ذهن یک داستان نویس نشات گرفته و یا اینکه شواهدی بر آن وجود دارد؟

شاهد نخست آنکه، احمدی نژاد با نام بردن از هاشمی و ناطق مشروعیت نظام را به کلی به چالش کشید و این موضوع نمی تواند بدون اجازه خامنه ای باشد. در این جا سوال این است که خامنه ای برای چه هدفی باید چنین مجوزی به احمدی نژاد بدهد؟ تبعات عمل احمدی نژاد برای مشروعیت جمهوری اسلامی آنقدر خطرناک است که صرف یک انتخابات ریاست جمهوری نمی تواند آن را جبران کند. از سوی دیگر مافیای رهبری تلاش خواهد کرد پس از حذف هاشمی و حامیانش با این ادعا که رهبری از ابتدا با این باند فساد مخاف بوده، مشروعیت خود را در اذهان حامیانش دواره سازی کند.

شاهد دیگر ماجرا نحوه برخورد احمدی نژاد با مراجع تقلید است. در بیشتر سالهای پس از انقلاب، دولتها کم و بیش کوشیده اند نظرات مراجع را لحاظ کنند اما دولت احمدی نژاد کمترین بهای لازم را به مراجع تقلید داده است بی آنکه از این شیوه خود بیمی داشته باشد. آیا دلیل عدم نگرانی دولت احمدی نژاد از مراجع تقلید حمایت شدید خامنه ای از احمدی نژاد نیست؟ در نظریه مصباح طبیعتا جای چندانی برای مراجع تقلید نیست چرا که آنها رقیب ولایت خواهند بود. در این راستا به یاد بیاوریم حملات نوری زاد - فیلمساز حامی احمدی نژاد - به آیت اله مکارم شیرازی که بدون ترس از عواقب کار خود به راحتی یکی از پرنفوذترین مراجع تقلید را مورد حملات پیاپی قرار داد. نوری زاد هیچ گاه به خاطر حمله به مکارم شیرازی محاکمه نشد چرا که او مورد تایید رهبر و در راستای پروژه یاد شده مامور حمله به مکارم پرنفوذ بود. در همین راستا به یاد بیاوریم سخنان مکارم شیرازی –پس از دیدار با آیت اله صافی - که در برابر نوری زاد اعلام کرد که آروزی نابود کردن مرجعیت را به گور می برید. به یاد بیاوریم مکارم شیرازی این پاسخ را به اصلاح طلبان یا لائیکها نداد بلکه به نوری زاد حامی احمدی نژاد و ولایت فقیه داد.

خلاصه مطلب آنکه شواهد نشان می دهند پیروزی احمدی نژاد در انتخاب دهم، تنها یک پیروزی انتخاباتی نباشد بلکه هدف اصلی و استراتژیک آن، نابودی جمهوریت نیم بند جهوری اسلامی و ایجاد حکومت عدل اسلامی—فاشیسم اسلامی—است. آگاه سازی مردم از این پروژه قطعا یکی از راه های از بین بردن این پروژه خطرناک است. شاید ادعای این نوشتار با وجود همه شواهد نادرست باشد اما این پروژه آن قدر برای کیان این کشور خطرناک است که احتمال آن نیز باید مورد بررسی دقیق و افشاگری گسترده قرار گیرد

·         این مقاله قبل از پایان انتخابات نوشته شده است

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
26 خرداد 1388 ساعت 23:20

بزارید یه چیز جالب واستون بگم من ناظر اینترنتی بودم و 6 تا شعبه زیر دستم بود.با کمال تعجب دیدم که وقتی کد ملی یه نفر رو تو سیستم ثبت میکنی دوباره میشه با سریال شناسنامه توی همو صندوق رای داد. واسه همین چند تا کد ملی که قبلا رای داده بودن نوشتم و رفتم سر یکی دیگه از صندوق ها و با کمال تعجب دیدم که با کد ملی هایی که قبلا رای دادن میشه به تعداد نامحدود رای داد. یه بجه 5 ساله اومد گفت میخام رای بدم. کدشو زدیم دیدیم میگه حق رای دارد!!! در کل این سیستم وزارت کشور خیلی با مرام بود.به هیچکس نه نمیگفت. توی حدود ده هزار فردی که من چک کردم که اومده بودن توی 6 تا صندوق رای داده بودن حتی یه پیغام خطا هم نداده بود که طرف به سن قانونی نرسیده یا قبلا رای داده یا فوت شده و این حرف ها در حالی که توی مانور هایی که قبلا داشتیم سیستم خیلی عالی کار میکرد و کد های تکراری و زیر سن قانونی رو نشون میداد همونطور که سال قبل واسه انتخابات مجلس نشون میداد! جالب اینجاست که سیستمی که میلیارد ها تومن واسش خرج شده و چندیدن مانور واسش گزاشته شده فقط در روز انتخابات کار نمیکرد. در واقع سیستم مثل یه مترسک عمل میکرد.در حالی که همه فکر میکردند امنیت سیستم خیلی بالاست و هیچ کس نمیتونه چند بار رای بده اصلا امنیتی وجود نداشت و یه نفر میتونست صد ها بار رای بده. من هر کاری میکنم نمیتونم نسبت به این موارد خوشبین باشم. ما قبل از انتخابات نرم افزار رو تست کرده بودیم.با اینکه ایرادات زیادی داشت ولی موارد مشکوکی که در بالا بهش اشاره کردم اصلا در اون وجود نداشت.مهم این نیست که کی اونو نوشته. مهم کسی هست که اون بالا داره اونو پشتیبانی میکنه چون این نرم افزار چنین مشکلاتی رو نداشت.باید دید واسه چی فقط روز انتخابات چنین مشکلی پیش اومد. ما سریع مطلب رو به فرماندار منتقل کردم و یک ایمیل هم به وزارت کشور ارسال کردیم ولی جوابی داده نشد. من تعجب میکنم چرا هیچ کس در مورد این سوراخ عظیم نرم افزاری صحبت نمیکنه  

 

************************ 

خیلی مهم با گذشت بیش از سه روز قطع ارتباط شبکه پیام کوتاه در ایران، متخصصان شرکت ایرانسل راه ویژه ای برای ارسال پیام کوتاه پیدا کرده اند. بنا بر این روش کسانی که از سیم کارت های ایرانسل استفاده می کنند،می توانند با تغییر شماره مرکز پیام (message center)به شماره 00989350001480 با شماره گیری 0098 (هم برای همراه اول و هم برای ایرانسل و تالیا) قبل از گرفتن شماره خط مورد نظر پیام را ارسال کنند. به طور مثال شماره را اینطور وارد کنید:009809121111111 و یا  009...   

 

********************* 

عبور از فیلتر رژیم: دانلود و نصب فایرفاکس از http://www.mozilla.com/en-US/firefox/personal.html سپس اجرای آن و رفتن به منوی TOOLS و سپس Add-ons حال در کاربرگ Get Add-ons عبارت phproxy را جستجو کنید. گزینه phproxy-InBasic یا Anonymouser-InBasic را نصب و فایرفاکس را ری استارت کنید. هر آدرسی که باز نشد جلوی آدرس یک دایره سبز آبی با حرف P درون آن را بزنیدتا باز کند  .... نرم افزار Freegate هم یادتون نره ! 

 

************************** 

 

سایت های مناسب جایگزین messenger!! www.ebuddy.com www.meebo.com  

 

********************* 

 

جلوه ای از امانت داری !! رأی رضایی از 9 صبح تا 2 عصر کاهش یافت !! 

 

************************ 

 تصاویر از نگاه دوربین بی طرف ! حتماً ببینید 

 

******************************* 

Iran HRD  

 

************************************* 

 

به طور ضربتی الان ریخته اند تو نیاوران و فرماینه و دارن ماهواره ها رو جمع می کنند. می خوان کل تهران رو ماهواره هاش رو جمع کنند... در رو باز نکنید...لطفا به همه تلفنی اطلاع بدهید...بچه ها خبر موثق و مهم از ایران : وزارت بهداشت بخشنامه کرده که همهٔ امبولانسها باید مجروح ها رو ببرند بیمارستان سپاه، مجروح ها روسوار امبولانسها نکنید ، با ماشینهای شخصی برسانید این خبر قطعیه 

 

***************************** 

Skype رو هم اگر ندارید دانلود کنید ... مقابل قدرت و فعالیت و تلاش ما ناچیزند !

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
16 خرداد 1388 ساعت 00:15

احکام خمینی و خامنهای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ - ایرج مصداقی 

 



حمایت از نیری تنها مختص به شخص خمینی نبود. نیری در جریان کشتار ۶۷ و پس از آن همواره از حمایت کلیه جناح‌های رژیم برخوردار بود. در زیر تلاش می‌کنم گوشه‌ای از این اعتماد را با درج اسناد مکتوبی که در این زمینه وجود دارد نشان دهم. این اسناد از «صحیفه‌ نور» جلد ۲۱ و ۱۷ که مجموعه سخنرانی‌ها، احکام و نامه‌های خمینی را در بر گرفته، کتاب خاطرات آیت‌الله حسینعلی منتظری و سایت وزارت دارایی بدست آمده است.


حسینعلی نیری رئیس حکام شرع اوین در مرداد ۶۷ طی حکمی از سوی خمینی به ریاست هیئت ‌قتل عام زندانیان سیاسی منصوب شد. در حکم مزبور که به گفته‌ی آیت‌الله منتظری در ۶ مرداد ۶۷ صادر شده چنین آمده است:

«بسم الله الرحمن الرحیم ... کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند، محارب و محکوم به اعدام می‌باشند و تشخیص موضوع نیز در تهران با رای اکثریت آقایان حجه الاسلام نیری دامت افاضاته (قاضی شرع) و جناب آقای اشراقی (دادستان تهران) و نماینده‌ای از وزارت اطلاعات می‌باشد...»

خمینی در حکم مزبور خواستار به کارگیری نهایت وحشی‌گری شده و فرمان می‌دهد:

«... رحم بر محاربین ساده‌اندیشی است. قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردید‌ناپدیر نظام اسلامی است. امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام، رضایت خداوند متعال را جلب نمایید. آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است، وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند "اشدا علی‌الکفار" باشند. تردید در مسائل اسلام انقلابی، نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا می‌باشد. والسلام. روح‌الله الموسوی الخمینی »

خمینی همان موقع در ذیل نامه‌ی دیگری در پاسخ به پرسش‌های موسوی اردیبلی در رابطه با چگونگی اجرای فرمان او برای قتل‌عام زندانیان سیاسی، می‌نویسد:

«.... هرکس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حمکش اعدام است، سریعاً‌ دشمنان اسلام را نابود کنید، در مورد رسیدگی به وضع پرونده‌‌ها در هر صورت که حکم سریعتر انجام گردد همان مورد نظر است.»

اصولاً یکی از ملاک و معیار‌های خمینی برای دفاع از افراد و شخصیت‌های سیاسی، چگونگی برخوردشان با گروه‌‌های سیاسی و در رابطه با مقامات قضایی و امنیتی بی‌رحمی به کارگرفته شده از سوی آنان بود. او در همه حال از کسانی حمایت می‌کرد که سبعانه‌ترین برخوردها را در ارتباط با زندانیان سیاسی داشتند. لاجوردی از این بابت نورچشم خمینی بود و علیرغم مخالفت‌هایی که دامنه‌ی آن تا درون نظام کشیده شده بود تا دیماه ۶۳ همچنان مصدر کار ماند و دستگاه جنایت و سرکوب رژیم را هدایت کرد. خمینی حتا در تأیید پسرش احمد چنین می‌نویسد:

«....و در امور سیاسی مدتی تهمت ها زده شد که احمد طرفدار منافقین است و من در طول مدت انقلاب مخالفت‌هایی از او می‌دیدم که دیگران بر آن شدت و قاطعیت نبودند و در این آخر که قضیه زندان اوین پیش آمد و شکایاتی از آقای لاجوردی می‌شد و مخالفتهایی می‌شد [غیر] از احمد کسی را ندیدم که بیشتر از آقای لاجوردی طرفداری کند و دفاع نماید و وجود او را برای زندان اوین لازم و برکناری او را تقریبا فاجعه می‌دانست .

یکشنبه 23 آبان 1361 / 27 محرم الحرام 1403

روح الله الموسوی الخمینی غفرالله له »

و کیست که نداند لاجوردی چه کسی بود و چه جنایاتی را مرتکب شد و احمد خمینی چه جانی و جنایتکاری بود. حسینعلی نیری که در جریان قتل‌عام ۶۷ «بی‌رحمی» خود را به ثبوت رسانده و اعتماد ویژه خمینی را به دست آورده بود پس از فارغ شدن از این کشتار با دریافت احکام پی‌درپی از سوی خمینی مورد تفقد و قدردانی ویژه وی قرار گرفت. حمایت از نیری تنها مختص به شخص خمینی نبود. نیری در جریان کشتار ۶۷ و پس از آن همواره از حمایت کلیه جناح‌های رژیم برخوردار بود. در زیر تلاش می‌کنم گوشه‌ای از این اعتماد را با درج اسناد مکتوبی که در این زمینه وجود دارد نشان دهم. این اسناد از «صحیفه‌ نور» جلد ۲۱ و ۱۷ که مجموعه سخنرانی‌ها، احکام و نامه‌های خمینی را در بر گرفته، کتاب خاطرات آیت‌الله حسینعلی منتظری و سایت وزارت دارایی بدست آمده است.

خمینی در ۱۱ دیماه ۱۳۶۷ پس از مشاهده‌ی دنائت حسینعلی نیری ضمن انتخاب او به ریاست هیئتی دو نفره، ابراهیم رئیسی را که آن موقع به لحاظ رسمی معاون دادستان انقلاب تهران بود، همراه او می‌کند. این دو نفر مأموریت می‌یابند تا «فارغ از پیچ‌ و خم‌های اداری» به سرعت احکام اعدام و قطع دست و پا را به منظور اشاعه‌ی جو سرکوب و اختناق در کشور صادر کنند. ذکر این نکته ضروری است از آن‌جایی که مرتضی اشراقی دادستان انقلاب تهران و عضو اصلی هیئت قتل‌عام در کشتار ۶۷ در مقام جنایت به رتبه‌ای پس از نیری و رئیسی دست یافت و نتوانست آن‌طور که باید و شاید رضایت خمینی را جلب کند از چشم افتاد. در میان اعضای هیئت قتل‌عام اشراقی تنها کسی است که ارتقای مقام نیافت و به ریاست یکی از شعب دیوان عالی کشور منصوب شد.

[بسمه تعالی ] جناب حجت الاسلام آقای نیری - دامت افاضاته از آنجا که گزارشات متعددی در مورد ضعف دستگاه قضایی به اینجانب رسیده است ، و مردم شریف و متعهد ایران انتظار برخورد جدی‌تری با مسائل مختلف را دارند، به جنابعالی و حجت الاسلام آقای رئیسی ماموریت قضایی داده می‌شود تا نسبت به گزارشات شهرهای سمنان ، سیرجان ، اسلام آباد و درود رسیدگی نموده ، و فارغ از پیچ و خمهای اداری با دقت و سرعت آنچه حکم خداست در موارد مذکور اجرا نمایید. باید سعی کنید خدای ناکرده حقی از کسی ضایع نگردد. والسلام .

به تاریخ 11 دی ماه 1367

روح الله الموسوی الخمینی

دو هفته پس از صدور این حکم، خمینی قساوت و درنده‌ خویی رایج در دستگاه قضایی رژیم را که به تازگی از کشتار زندانیان سیاسی فارغ شده بود کافی ندانسته و ضمن ابراز تعجب از کم‌کاری مقامات قضایی، نیری و رئیسی را مأمور می‌کند تا به صدور احکام وحشیانه سرعت بخشند.

بسم الله الرحمن الرحیم از آنجا که مقامات بالای قضایی کشور هیچ گونه حساسیتی در مورد مسائل تکان دهنده فوق ندارند به حجتی الاسلام آقایان نیری و رئیسی، ماموریت داده می‌شود که طبق آنچه تشخیص می‌دهند، در چهارچوب اسلام عزیز، در موارد مذکور اقدام نمایند. باعث تعجب است که در نظام اسلامی چنین حوادثی اتفاق می‌افتد؛ ولی با کمال خونسردی اجرای احکام خدا تعطیل ، و کارهای دیگر بر کار قضایی رجحان پیدا می‌کند.

23/10/67

روح الله الموسوی الخمینی

موسوی اردبیلی رئیس شورای عالی قضایی رژیم که دستگاه جنایت رژیم را هدایت می‌کرد در نماز جمعه ۳۰ دیماه ۱۳۶۷ به منظور حفظ موقعیت خود و نشان‌دادن سرسپردگی‌اش به خمینی، چنین می‌گوید:

«مشکلات دست و پاگیر سیستم قضایی مانع صدور احکام بود و اخیراً به حضرت امام اطلاع داده شد که صدور احکام به علت مشکلات دست و پاگیر به طول می‌انجامد. ایشان بذل توجه و عنایت فرمودند و با ارسال نامه‌ای تأکید کردند نباید اجرای احکام خدا به تأخیر بیافتد. »

و همچنین اضافه می‌کند:

«تا امام این را فرمودند و ما احساس کردیم این اجازه را از طرف امام داریم... در عرض ۲۴ ساعت حکم داده شد: ۴ نفر اعدام شدند، ۲ تا دست بریده شد، ۳ نفر به زندان رفت»

موسوی اردبیلی همچنین ‌خبر می‌دهد که:

«دفتر پیگیری شب و روز حاضر است و موضوعات را می‌توان با یک تلفن به اطلاع آن‌ها رساند.»

و در ادامه، تصریح می‌کند:

«فقط بگویید یک چنین قضیه‌ای اتفاق افتاده ما با استفاده از امر امام با ایجاد محاکم فوق‌العاده فوری در عرض ۳ روز ۴ روز ۵ روز مسئله را خاتمه می‌دهیم.»

در این فضا روزنامه‌ی جمهوری اسلامی در تاریخ ۲۰ دیماه ۱۳۶۷ به نقل از سید محمد موسوی خوئینی‌ها دادستان کل کشور و پدر معنوی «اصلاح‌طلب‌»های حکومتی نوشت: «ما از بالا رفتن آمار اعدام‌ها واهمه‌ای نداریم».

خمینی یک روز پس از اعلام موضع رئیس شورای عالی قضایی رژیم در حکمی جدید و به منظور توسعه اختیارات نیری به شورای عالی قضایی رژیم دستور می‌دهد به منظور اجرای احکام اعدام و شلاق و ... کلیه پرونده‌های راکد را به نیری و رئیسی دهد تا هر چه زودتر خاطیان به مجازات برسند.

بسمه تعالی شورایعالی قضایی جمهوری اسلامی کلیه پرونده هایی که تاکنون در آن شورا با کمال تعجب راکد مانده است، و اجرای حکم خدا تاخیر افتاده است در اختیار حجتی الاسلام آقایان : نیری و رئیسی قرار دهید، تا هرچه زودتر حکم خدا را اجرا نمایند، که درنگ جایز نیست. به آقایان نیری و رئیسی هم سفارش اکید می‌نمایم که جهات شرعیه را کاملا رعایت نمایند. والسلام .

1 بهمن 1367

روح الله الموسوی الخمینی

در تاریخ ۲ بهمن ۱۳۶۷ نیری و رئیسی از خمینی در زمینه‌ی حدود اختیاراتشان سؤال می‌کنند:

[بسم الله الرحمن الرحیم . محضر مبارک زعیم عالیقدر، رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، حضرت امام خمینی - مدظله العالی با سپاس بیکران از درگاه احدیت که اینجانبان را مشمول عنایت آن امام عزیز و بزرگوار قرار داده تا در اجرای احکام و حدود الهی گامی برداریم ، مستدعی است نظر مبارک را امر به ابلاغ فرمایید که دستور مورخ 1/11/1367 آن حضرت (1) اختصاص به اجرای حدود الهی دارد یا شامل احکام صادره در مورد قصاص نفس نیز می‌شود؟ 2/11/67 سیدابراهیم رئیسی - حسینعلی نیری ]

خمینی در پاسخ به سؤال این دو تأکید می‌کند که منظورش از حکم صادره، دادن اختیار صدور حکم در مورد حدود و قصاص است.

بسمه تعالی جناب حجتی الاسلام آقایان نیری و رئیسی آنچه را که به شما ماموریت دادم تا به پرونده هایی که در شورایعالی قضایی راکد مانده است پس از رسیدگی اجرا نمایید، در مورد حدود و قصاص است با حفظ جهات شرعیه آن .

2/11/67

روح الله الموسوی الخمینی

سپس در ۲۴ بهمن ۱۳۶۷ خمینی در پاسخ به موسوی اردبیلی که حوزه‌ی اختیاراتش محدود شده بود نامه زیر را نوشته و از او می‌خواهد که نیری را مأمور صدور حکم در ارتباط با اعمال خلاف عفت در شهر تنکابن کند:

بسمه تعالی جناب حجت الاسلام آقای موسوی اردبیلی - دامت افاضاته بنا بر گزارش اطلاعات ، در تنکابن اعمال خلاف عفتی رخ داده است . از آنجا که شما گفتید این مسائل را ابتدائا با شما در میان بگذارم ، جنابعالی پس از تحقیق ، یکی از افراد قاطع قوه قضاییه ، چون آقای نیری را به آن شهر فرستاده تا سریعا حکم خدا را جاری نمایند.

امیدوارم دقت لازم را بنمایند تا به کسی ظلمی نگردد.

24/11/67 روح الله الموسوی الخمینی

در نیمه دوم اردیبهشت ۱۳۶۸ مهدی کروبی و حسن صانعی گردانندگان مجمع روحانیون مبارز( اصلاح‌طلبان بعدی) که از نقش بدون گفتگوی حسینعلی نیری در کشتار زندانیان سیاسی آگاه بودند ضمن تأکید بر «وارستگی» و «قاطعیت» نیری از خمینی می‌خواهند که وی را این بار مأمور صدور احکام غلاظ و شداد بر علیه «غارتگران بیت‌المال» کند. این نامه در شرابط ملتهب جامعه‌ پس از پذیرش آتش بس و برکناری آیت‌الله منتظری و درست پس از انتشار رنجنامه‌ی احمد خمینی در روزنامه اطلاعات بر علیه آیت‌الله منتظری و در دفاع از قتل‌عام زندانیان سیاسی و.... نوشته شده است. رژیم در آن دوران نیاز جدی به افزایش جو سرکوب و انحراف افکار عمومی داشت.

نقش فعال کروبی، سیدحمید روحانی، امام جمارانی، هادی خامنه‌ای و مجید انصاری که تحت عنوان مجمع روحانیون مبارز فعالیت می‌کردند در برکناری آیت‌الله منتظری از قائم مقامی و پیامدهای آن بدون گفتگو است. توجه داشته باشید که محمد خاتمی و موسوی خوئینی‌ها نیز از جمله اعضای مجمع روحانیون مبارز هستند. افراد فوق همگی رابطه‌ای نزدیک با احمد خمینی داشتند. احمد خمینی در نامه‌‌ای به آیت‌الله منتظری در ۱۳ مرداد ۶۷ به صراحت اعلام می‌کندکه وی نگران نباشد و مسئولیت شرعی حکم خمینی مبنی بر قتل‌عام زندانیان با اوست.

«[.. . با سلام و تحیات خالصانه و اظهار تشکر از اعتمادی که نسبت به اینجانبان ابراز فرموده اید معروض می‌دارد، در اجرای فرمان مبارک مورخ 6/2/68 آن حضرت نسبت به اموالی که در اختیار ولی فقیه است حسب اظهار نظر مطلعین ، پرونده های زیادی در رابطه با موضوع حکم حضرتعالی مربوط به غارتگران بیت المال و وابستگان به رژیم طاغوت در محاکم وجود دارد که صرف نظر از مشکلات دست و پاگیر رسیدگی عادی به آنها چندین سال به طول می انجامد و این امر موجب اضرار بیت المال وحقوق محرومین و مستضعفین جامعه می شود. علیهذا از محضرتان استدعا می‌شود در صورت صوابدید جهت پیشرفت امور و ضایع نشدن حق فقرا و مستمندان به مسئولین قضایی مربوطه دستورفرمایید تا بدین پرونده ها خارج از ضوابط دست و پاگیر حاکم بر دادگاهها طبق موازین شرع انور رسیدگی شود و فردی را برای این کار انتخاب نمایند. و از آنجا که جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای نیری فردی وارسته، قاطع و مورد توجه حضرتعالی است و نیز مورد توجه قضای کشور است برای مسئولیت این امر پیشنهاد می‌شود. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته . مهدی کروبی - حسن صانعی ]»

خمینی در ۱۹ اردیبهشت ۶۸ ضمن تأیید پیشنهاد کروبی و حسن صانعی، با انتخاب نیری به این سمت موافقت می‌کند و از موسوی اردبیلی می‌خواهدکه اختیارات لازم برای تصمیم‌گیری در امور محوله را به نیری بدهد:

بسمه تعالی

جناب مستطاب حجت الاسلام آقای موسوی اردبیلی - دامت افاضاته با سلام و دعا. این کار مربوط به جنابعالی است . ان شاءالله اقدام می‌نمایید. من با پیشنهاد آقایان: کروبی و صانعی و انتخاب آقای نیری برای این کار موافقم . البته با اختیاراتی که خود بتواند تصمیم لازم را بگیرد. ان شاءالله موفق و موید باشید. والسلام علیکم .

19/2/68

روح الله الموسوی الخمینی

و سپس در ۲۸ اردیبهشت ۶۸، هفده روز قبل از مرگش، خمینی اختیارات وسیع‌تری را به نیری تفویض می‌کند:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب مستطاب حجت الاسلام آقای موسوی اردبیلی - دامت افاضاته

جنابعالی آقای نیری را برای رسیدگی به پرونده های موضوع حکم آقای صانعی وآقای کروبی (1) انتخاب نمایید تا هر پرونده ای در کشور مربوط به آن حکم می گردد را رسیدگی نماید. و همان طور که نوشته اید برای اینکه حقوق مردم از بین نرود، دادگاه عالی انقلاب اسلامی را موظف کنید این پرونده ها را رسیدگی مجدد نمایند. آقایان حجتی الاسلام معرفت و نیری موظفند این پرونده را خارج از قوانین دست و پا گیر رسیدگی نمایند و تنها انطباق با موازین شرعی را مدنظر قرار دهند، تا خدای ناکرده حق کسی ضایع نگردد. بدیهی است کلیه احکام صادره که به تایید دادگاه عالی انقلاب اسلامی رسیده باشد قطعی و لازم الاجراست . توفیق جنابعالی را از خداوند متعال خواستارم . توضیح این مطلب لازم است که پرونده های شهرستانها از طریق آقای نیری به دادگاه عالی فرستاده خواهد شد.

28/2/68

روح‌الله الموسوی الخمینی

این اعتماد پس از انتخاب خامنه ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی همچنان ادامه پیدا می‌کند او ضمن تأکید بر حسن اعتماد خمینی که در ضمن تأییدی بر جنایات حسینعلی نیری به ویژه در دوران قتل‌عام زندانیان سیاسی نیز می‌باشد، چنین می‌نویسد:

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏ جناب حجةالاسلام آقاى نیرى

با توجه به درایت و بصیرت و تعهد جناب عالى و اعتماد شایسته‏یى که حضرت امام (رضوان‏اللَّه‏تعالى‏علیه) در موارد متعدّد به شما ابراز داشته‏اند، امر رسیدگى به پرونده‏هاى مربوط به فرمان مبارک ایشان مورخه‏ى 6/02/68 (اموال مربوط به ولىّ‏فقیه) را به جناب‏عالى احاله مى‏نمایم. مقتضى است که با تعیین شعبى از دادگاههاى انقلاب اسلامى و یا افراد واجد شرایط و صلاحیت و با مراعات احتیاط کامل، پرونده‏هاى موضوع و حکم مزبور را بر حسب ضوابط شرع مقدس اسلام و خارج از مقرّرات دست و پاگیر ادارى رسیدگى و حکم شرعى و عادلانه و دور از مسامحه را در مورد آن صادر نمایید. احکام صادره، پس از تأیید جناب‏عالى قطعى و لازم‏الاجراست. بدیهى است دادسراهاى انقلاب اسلامى و دستگاهها و ادارات ذى‏ربط، همکارى لازم را با شما خواهند کرد. توفیق جناب‏عالى و دیگر همکارانتان را در اجراى صحیح و سریع این مأموریت مسألت مى‏نمایم.

سید على خامنه‏اى - 16/06/68

در زیر متن بخشنامه‌ی محسن نوربخش وزیر اسبق دارایی می‌آید:

«بخشنامه شماره 12933/5518/4/30 در خصوص فرمان رهبری

معافیت ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره

12933/5518/4/30

باارسال متن نامه شماره 500/51/71/30 مورخ 18/5/1371 حجت اسلام جناب آقای حسینعلی نیری متضمن فرمان مقام معظم رهبری راجع به معافیت اموال دراختیار ولی فقیه که توسط ستاد اجرائی فرمان حضرت امام (ره ) اداره و منتقل می‌شود از آنجا که در این زمینه واحدهای مختلف مالیاتی با پاره‌ای ابهامات مواجه می‌باشند موارد زیر را در خصوص تعلق یا عدم تعلق مالیات نسبت به اموال مزبور متذکر می‌گردد: ....»

حسینعلی نیری و سیدابراهیم رئیسی به سادگی «اعتماد شایسته‏ی» خمینی و سپس خامنه‌ای را به دست نیاورده‌اند. آن‌چه در بالا آمد تنها مشت نمونه خروار است. رئیسی پس از قتل‌عام زندانیان سیاسی، ابتدا دادستان انقلاب تهران و سپس رئیس بازرسی کل کشور و امروز معاون اول قوه قضاییه و حسینعلی نیری نزدیک به دو دهه است که پست معاونت قضایی دیوان عالی کشور را به عهده دارد. چنانچه ملاحظه می‌کنید اهرم‌های قضایی کشور در دست جانیانی است که دستشان تا مرفق به خون آغشته است.

۲ خرداد ۱۳۸۶

Irajmesdaghi@yahoo.com

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
11 خرداد 1388 ساعت 23:44

شعر شاملو زمان نمی شناسه به خصوص که وقایع ِ تاریخی برای ملت ِ بی حافظه ی کودن ِ سیاسی، همیشه محلی از اعراب و تکرار و وقوع خواهد داشت !!
کوتوله های سیاسی ! از دیدن قد ِ کوتاه ِ درک ِ سیاسی و هیأت ِ معلول و معیوب ِ انداموراه ی جامعه ی ایده آل تان ! از دیدن مصالحه ی همیشگی ِ نیروی اخته ی اجتماعی تان و از خوش باوری های ساده دلانه ی محقرانه تان، احساس رقت و چندش می کنم ! نتیجه ی برون ریزی خود ِ واقعی و پنهان تان در پیچ های مهم تاریخی چیزی جز افزایش اطمینانم از بی معنایی و بی ریشه گی مفهوم ساخته گی و بی محتوای وطن و هم وطن در مقابل مفهوم گسترده و بی مرز و زیبای انسان نیست !!
بخوانید که حکایت ما و شماست :

«با چشمها»


با چشمها
ز حیرت ِ این صبح ِ نابه جای
خشکیده بر دریچه ی خورشید ِ چارتاق
بر تارک ِ سپیده ی این روز ِ پابه زای،
دستان ِ بسته ام را
آزاد کردم از
زنجیرهای خواب.

فریاد برکشیدم:

«ــ اینک
چراغ معجزه
مَردُم!

تشخیص ِ نیم شب را از فجر
در چشم های کوردلی تان
سویی به جای اگر
مانده ست آنقدر،

تا
از
کیسه تان نرفته تماشا کنید خوب

در آسمان ِ شب
پرواز ِ آفتاب را !

با گوش های ناشنوایی تان
این طُرفه بشنوید:
در نیم پرده ی شب
آواز ِ آفتاب را!»

«ــ دیدیم
(گفتند خلق، نیمی)

پرواز ِ روشن اش را. آری!»

نیمی به شادی از دل
فریاد برکشیدند:

«ــ با گوش ِ جان شنیدیم
آواز ِ روشن اش را!»

باری
من با دهان ِ حیرت گفتم:

«ــ ای یاوه

یاوه

یاوه،

خلائق

مستید و منگ؟

یا به تظاهر
تزویر می کنید؟
از شب هنوز مانده دو دانگی.
ور تائب اید و پاک و مسلمان

نماز را
از چاوشان نیامده بانگی!»



هر گاوگَند چاله دهانی
آتشفشان ِ روشن ِ خشمی شد:

«ــ این گول بین که روشنی ِ آفتاب را
از ما دلیل می طلبد.»

توفان ِ خنده ها...

«ــ خورشید را گذاشته،
می خواهد
با اتکا به ساعت ِ شماطه دار ِ خویش
بیچاره خلق را متقاعد کند
که شب
از نیمه نیز برنگذشته ست.»

توفان ِ خنده ها...

من
درد در رگان ام
حسرت در استخوان ام
چیزی نظیر ِ آتش در جان ام
پیچید.

سرتاسر ِ وجود ِ مرا
گویی
چیزی به هم فشرد
تا قطره یی به تفته گی ِ خورشید
جوشید از دو چشم ام.
از تلخی ِ تمامی ِ دریاها
در اشک ِ ناتوانی ِ خود ساغری زدم.

آنان به آفتاب شیفته بودند
زیرا که آفتاب
تنهاترین حقیقت ِشان بود
احساس ِ واقعیت ِشان بود.
با نور و گرمی اش
مفهوم ِ بی ریای رفاقت بود
با تابناکی اش
مفهوم ِ بی فریب ِ صداقت بود.


(ای کاش می توانستند
از آفتاب یاد بگیرند
که بیدریغ باشند
در دردها و شادی هاشان

حتا

با نان ِ خشک ِشان. ــ

و کاردهای شان را
جز از برای ِ قسمت کردن
بیرون نیاورند.)



افسوس!

آفتاب
مفهوم ِ بی دریغ ِ عدالت بود و
آنان به عدل شیفته بودند و
اکنون
با آفتاب گونه یی
آنان را

اینگونه
دل
فریفته بودند!


ای کاش می توانستم
خون ِ رگان ِ خود را

من

قطره
قطره
قطره
بگریم

تا باورم کنند.

ای کاش می توانستم

ــ یک لحظه می توانستم ای کاش ــ

بر شانه های خود بنشانم
این خلق ِ بیشمار را،
گرد ِ حباب ِ خاک بگردانم
تا با دو چشم ِ خویش ببینند که خورشید ِشان کجاست
و باورم کنند.

ای کاش
میتوانستم!


۱۳۴۶

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
21 اردیبهشت 1388 ساعت 16:28

 

 

دیالنفی که فیلتر شده، من که نفهمیدم چرا ! همچین کار خاصی توش نمی کردم ! خواستم دومین ترجمه ی مجوز گرفته ی رفیق عزیز امین قضایی رو معرفی کنم که هر کس به هر انگیزه ای مایل بود این کتاب رو تهیه کنه .. از انتشارات نشر چشمه و در واقع اولین کار ترجمه شده از فوئرباخ در ایرانه انگار ! حرف بیشتری ندارم چون بعد از این کتابی که دستمه می خوام بخونمش! اولین ترجمه ی منتظر شده ی امین در ایران هم کتاب مانیفست سایبرگ از دانا هاراوی بود که علاقه مندان آشنایی دارند ! من که بخش بزرگی از بازنگری و انتقادهای به جا و سازنده به زندگی و تجربیاتم رو مدیون این رفیقم ! اینجاست که شاعر میگه :  

... چرا که در غیاب خود ادامه می یابی و غیابت حضور قاطع اعجاز است...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
9 اردیبهشت 1388 ساعت 15:40

  

جهت آشنایی با استیون ویلسون نوازنده و خواننده و آهنگساز سبک Progressive Rock و گروه Porcupine Tree که البته اطلاعات بیشتر در موردش رو در پایین دریافت خواهید کرد لینک هایی رو قرار میدم برای علاقه مندان و به قصد آرشیو کردن برای خودم چون تازه ویندوز عوض کردم و فلش ندارم و نمی تونم این فیلمها رو ببینم .. شما کمی در موردش بخونید که آهنگ های منتخبش از دیدگاه خودم رو در وبلاگ دیگرم یعنی هایپریکولوژی به نوبت معرفی می کنم . این مرد بی نظیره ! شاهکاریه در نوع خودش . از دستش ندین !  

  

Interview with Steven Wilson 

 

Porcupine Tree-Steven Wilson Interview 

  

Steven Wilson - Insurgentes Trailer 2 

 

Steven Wilson - Insurgentes 

 

Blackfield 

 

Steven Wilson On Opeth 

 

BlackField - Steven Wilson 

 

Steven Wilson Insurgentes Biography  

 

Steven Wilson Biography

 

The Exclusive Interview With Steven Wilson 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
29 فروردین 1388 ساعت 11:11

از وقتی توی این بلاگ ها نمی نویسم گیج شدم که کدوم مطلب غیر هایپری رو در کدوم بلاگ بذارم .. الان که قصدم معرفی دو فیلم فوق العاده ست که دیشب تو هایپری دیدیم و چه لذتی بردیم .. مخصوصاْ اولی که سه بار دیدیم و با اون همه رنگ و کادر بندی و شخصیت پردازی ها و روایت عجیب و متفاوتش هربار لذت و شگفتی بیشتری داشتیم .. یعنی فیلم زیبا و خوش ساخت آمِلی ! Amelie ..  جداً نمی تونم زیبایی این فیلم و لذتمون رو توصیف کنم ... در سایت یوتوب می تونید چیزهای خوبی در موردش ببینید ! اینجا ...


و فیلم دوم به پیشنهاد پرویز عزیزم بود که بالاخره بعد از مدتها وقت شد و دیدیمش .. کار سوم کارگردان 21 گرم ، Alejandro González Iñárritu به نام Amores perros (2000) .. کارهاش قابل تأمل و عمیقه .. سبک روایتیش عجیب شبیه رمان های کوندرا بود .. کمی طولانیه ولی کاملاً جذاب و واقعی ..  خودتون ببینید دیگه ! و صد البته باز هم شاهکار موسیقیش که مثل کار 21 گرم تحسین بر انگیزه ... لینک یوتوب این فیلم رو هم از اینجا ببینید ...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo